خورشاه بن قباد الحسينى

302

تاريخ ايلچى نظام شاه ( فارسى )

اتّفاق نموده در محرّم الحرام سنهء سبع و سبعين و سبعمايه [ 777 ] سلطان محمود شاه كه برادر كهتر مجاهد شاه بود بر تخت سلطنت نشانيدند . [ سلطان محمود شاه ] آن جناب پادشاهى بود به زيور عقل و دانش آراسته و به حليهء عدل و انصاف پيراسته در زمان دولت خود از منهيات اثر نگذاشت و به بناى مساجد و معابد امر نموده رايت نيك‌نامى برافراشت و از منهج عدالت و طريق انصاف اصلا عدول ننمود و چون بدين منوال مدّت نوزده سال در سلطنت و كامرانى به سر برد ، در رجب سنهء ست و تسعين و سبعمايه [ 796 ] داعى حقّ را لبيك اجابت گفت . بعد از او پسرش سلطان غياث الدين قدم بر مسند سلطنت نهاده روى به تمشيت مهام انام آورده يك ماه و بيست روز حكومت كرد و سبب آنكه جمعى امرا و اركان دولت پدر خود را در روز چهارم از جلوس كشته بود ، تغلنچىنام غلامى كه به مزيد شوكت از ساير اركان دولت امتياز داشت ، سلطان غياث الدين را به طريق ضيافت به منزل خويش طلب نموده بگرفت و جهان‌بينش را به ميل آتشين كور ساخت و خلايق را از شآمت ظلم او رهانيد و برادرش سلطان شمس الدين بن سلطان محمود را به جاى وى نشانيد « 1 » ، باقى امرا و رؤوس سپاه از جسارت تغلنچى و عظمت او انديشه‌مند شده ، برادر كهتر سلطان شمس الدين كه سلطان فيروز نام داشت برداشته بىخبر از شهر بيرون بردند و به جانب سكر « 2 » رفتند و از آنجا جمعيّت كرده باز متوجّه دار السلطنت شدند . در ظاهر گلبرگه ميانهء برادران نيران قتال به اشتعال « 3 » درآمد . بعد از كوشش و كشش فراوان ، نسيم فيروزى بر رايت سلطان فيروز وزيده شمس الدين با تغلنچى گرفتار [ شدند ] « 4 » . زمان سلطنت سلطان شمس الدين پنج ماه و هفت روز بود « 5 » .

--> ( 1 ) . تاريخ فرشته ، ج 1 ، ص 304 : « اين واقعه در تاريخ هفدهم رمضان سنهء تسع و تسعين و سبعمائه روى نمود » . ( 2 ) . تاريخ فرشته ، ج 1 ، ص 304 : « ساغر » . ( 3 ) . اصل : اشتعال . ( 4 ) . همان مآخذ ، ص 306 : « اين واقعه در روز 5 شنبه بيست و سوم ماه صفر ثمانمائه ( 800 ) اتفاق افتاد » . ( 5 ) . تاريخ فرشته ، ج 1 ، ص 306 : « مدت سلطنت شمس الدين بهمنى پنجاه و هفت روز بود » .